تاريخ : سهشنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٩ ساعت: ۱٢:٢۱ ق.ظ
خلاقیت (Creativity)
تعریف خلاقیت
خلاقیت یعنی تواناییِ خلقِ چیزی نو، آفریدنِ ایده و فکری متفاوت از آنچه تا به حال بوده، ایجادِ سبک یا روشی جدید برای یک هدف. یا به تعبیری نگاه کردنِ متفاوت به مساله و رسیدن یه یک راهحلِ جدید.
موانع خلاقیت
· اشتباه کردن ممنوع
· دلیل آوردن برایِ همهچیز
· کنترلِ بیش از حد
· جست و جوی امنیت
· کلیشه ساختن
· تنها یک پاسخِ صحیح وجود دارد.
· تلاشِ بیش از حد برای منطقی بودن.
· پیرویِ کورکورانه از قواعد
· ترس از احمق جلوه شدن.
تکنیکهای خلاقیت
در اینجا به چند تایی از تکنیک های عمومی خلاقیت اشاره میکنیم که در یافتن ایدههای جدید میتوانند به شما کمک کنند. به یاد داشته باشید که در هر شرایطی ممکن است یکی از این روشها به درد بخورد. به هر حال دانستن تمام آنها حتما جایی به کمکتان میآید.
تکنیک طوفان فکری
آیا تا به حال در جلسهای بودهاید که در آن از آدمها بخواهند در موردِ یک موضوعِ مشخص نظر بدهند؟ آیا خودِ شما هم ایده داشتید؟ جلسه چه طور بود؟ چند تا ایدهی جالب و غیرِ منتظره جمع شد؟ یک روز تعدادی از کارکنانِ یک شرکتِ ساختمانسازی دورِ هم جمع شدند و تشکیلِ یک جلسهی فوری دادند. مسألهای که آنها را دور هم جمع کرد، این بود که چطور میتوان وسایلِ ساختمانی و بعد هم اثاثِ واحدهای مسکونی را از طبقهی اول به طبقاتِ دیگرِ ساختمان رساند و این کار را در کمترین وقت و به آسانترین شکل انجام داد. بعد از اینکه همهی کارکنان نشستند، یک نفر از میانِ جمع جلو رفت و یک ورق کاغذِ سفید و یک مداد برداشت. از افراد خواست سکوت و نظمِ جلسه را رعایت کنند. او صورتِ مسأله را توضیح داد. سپس از همه خواست بدونِ اینکه کسی حرفِ دیگری را قطع کند، هر راهحلی که برای این مشکل به نظر میرسد پیشنهاد کنند.
در ضمن این نکته را اعلام کرد که هیچکس نباید ایدهی کسِ دیگری را هر چند که به نظرش یک شوخی باشد، مسخره کند و به آن بخندد.
جلسه رسماً شروع شد. به هرکس نوبت میرسید، ایدهاش را بلند میگفت. یک نفر هم ایدهها را مینوشت.
یکی گفت «میشود پلهها را کم ارتفاع کنیم.» دیگری گفت «میشود به جای پلهها یک جور سطح شیبدار درست کرد و با چرخ وسایل را از رویش بالا برد.» به این ترتیب هرکس ایدهای میداد که شاید حتی تا آن لحظه در موردش فکر هم نکرده بود.
یک دفعه یک نفر از بینِ کارکنان بلند شد و گفت
تاريخ : جمعه ٩ بهمن ۱۳۸۸ ساعت: ۱٢:٤٧ ق.ظ
۱ – افرادی که بیشترین وقت خود را صرف زندگی دیگران میکنند (مشاوره، راهنمایی و …)، از رسیدن به زندگی خود باز میمانند.
۲ – کسانی که میگویند “من نباید این راز را فاش کنم اما فقط به تو میگویم” دقیقا راز شما را نیز به همین صورت برای دیگران بازگو مینمایند.
۳ – گفتن حقیقت مهم است؛ این مهم نیست که ما راست میگوییم و دیگران اشتباه میکنند.
۴ – هیچ هدفی بدون طی کردن مسیر و راه آن دست یافتنی نیست.
۵ – کسانی که سر خود را مانند کبک در برف فرو میبرند در واقع لگد دیگران را به جان میخرند.
۶ – آنچه که در ظاهر هر شخص میبینیم، به ندرت دقیقا همان چیزی است که آن شخص واقعا هست.
۷ – جرات و شهامت این نیست که روبروی شیر بایستیم بلکه این است که بفهمیم چطور میتوان از شر او جان سالم بدر برد.
۸ – ما از همان اول پدر و مادر زاده نشدهایم، بلکه باید بیاموزیم که چطور میتوان پدر و مادر بود.
۹ – کلماتی که بر زبان جاری میگردند، قدرت خود را از ما گرفتهاند – از خود هیچ قدرتی ندارند.
۱۰ – افراد خردمند در سکوت به سر میبرند تا بیش از هر چیز صدای تمنای خود را بشنوند.
۱۱ – فرشته ها به زمین نمیآیند تا ببینند ما چه میکنیم بلکه ....
تاريخ : سهشنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸ ساعت: ٢:٤٠ ق.ظ
خیلی اوقات، ایدههایی به ذهن هر یک از ما خطور میکند که شاید شخصا توان پیاده کردن آن را نداشته باشیم و در عین حال دوست داریم این ایدهها را در اختیار دیگران قرار دهیم تا از آنها استفاده کنند؛ به همین منظور، بخشی ایجاد کردهایم تا همهی صاحبان ایده که امکان اجرای ایدههای خود را ندارند، در این قسمت به ارائهی آنها بپردازند تا دیگران هم استفاده نمایند. (از کلیهی علاقهمندان خواهشمندیم، حتی ایدههای به ظاهر مضحک خود را نیز ارائه نمایند!) یکی از ویژگیهای بخش ایدههای نو این است که بعد از مدتی میتوانیم با تلفیق ایدهها، به ایدههای تازهای دست پیدا کنیم...لطفا روی ادامه مطلب پایین کلیک کنید...
تاريخ : سهشنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸ ساعت: ۱:٠٤ ق.ظ
تاريخ : سهشنبه ٥ آبان ۱۳۸۸ ساعت: ۱:٥٦ ق.ظ
زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبابکشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، ..
زن متوجه شد که همسایهاش درحال آویزان کردن رختهای شسته است و گفت:
لباسها چندان تمیز نیست. انگار نمیداند چطور لباس بشوید. احتمالا باید
پودر لباسشویی بهتری بخرد.
همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت. هربار که زن همسایه لباسهای شستهاش را
برای خشک شدن آویزان میکرد، زن جوان همان حرف را تکرار میکرد تا اینکه
حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباسهای تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به
همسرش گفت: "یاد گرفته چطور لباس بشوید. ماندهام که چه کسی درست لباس
شستن را یادش داده.."
مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجرههایمان را تمیز کردم!
زندگی هم همینطور است. وقتی که رفتار دیگران را مشاهده میکنیم، آنچه
میبینیم به درجه شفافیت پنجرهای که از آن مشغول نگاهکردن هستیم بستگی
دارد. قبل از هرگونه انتقادی، بد نیست توجه کنیم به اینکه خود در آن لحظه
چه ذهنیتی داریم و از خودمان بپرسیم آیا آمادگی آن را داریم که به جای
قضاوت کردن فردی که میبینیم، در پی دیدن جنبههای مثبت او باشیم؟
زندگی تاس خوب آوردن نیست، تاس بد را خوب بازی کردن است
تاريخ : یکشنبه ۳ آبان ۱۳۸۸ ساعت: ۳:۱٩ ق.ظ
یکی از دوستان عزیز از من پرسیده به نظرت اگر کسی ده میلیون تومان پول داشت با آن چه کند؟ من توی این چیزها اصلا خوب نیستم ولی سعی کردم جوابی برای ایشان بنویسم. بعد دیدم شاید بد نباشد این جا بگذارمش تا بیش تر رویش بحث کنیم و ایده های دیگر را هم داشته باشیم.
اول از همه آیا این سوال اصولا جواب دارد؟ به نظر من خیر. اولا اگر جوابش سر راست باشد میلیون ها نفر که از این ده میلیون تومان ها دارند می روند سراغ آن راه حل و به اصطلاح دست در آن کار زیاد می شود و سودش به صفر (یعنی معادل سود بانکی) می رسد. ثانیا این که اگر کسی جواب این سوال را بلد باشد می رود از بانک وام می گیرد و می رود دنبال ایده خودش و اطلاعاتش را به بقیه نمی دهد.
با این همه شاید بتوانیم کمی بیشتر روی موضوع فکر کنیم.
1) آیا پولمان را به بازار سرمایه بدون ریسک بسپاریم؟ مثلا در بانک یا اوراق مشارکت سرمایه گذاری کنیم. در این صورت مثل همه جای دنیا ما سودی تقریبا برابر با نرخ تورم به علاوه اندکی پول بیشتر گیرمان می آید. معنی این حرف این است که اگر سودمان را بخوریم در کشوری مثل ایران اصل سرمایه مان در عرض 10 سال تقریبا به یک چهارم ارزش خودش می رسد.
2) آیا وارد بازار سرمایه با ریسک (مثلا بورس) شویم؟ ممکن است جواب مثبت باشد. اگر به اندازه کافی وقت داریم و می دانیم که چطور باید بین شکاف های بازار حرکت کرد و از فرصت ها پول درآورد. البته باید به اندازه کافی ریسک پذیر هم باشیم که اگر اتفاقی مثل انتخاب پارسال افتاد و قیمت سهام نصف شد زیانش را بپذیریم. فراموش نکنید که تحقیقات نشان می دهد میانگین بازده در بازار بورس برای سرمایه گذار معمولی حتی گاهی منفی است.
3) آیا دوست داریم سرمایه گذاری بلندمدت کنیم؟ مسکن و زمین در همه جای دنیا گزینه ای ثابت شده است. من شخصا اگر ده میلیون تومان داشتم می گذاشتمش بانک مسکن و وام 15 میلیونی را می گرفتم و خانه کوچکی در جایی از شهر که هنوز گران نشده است (یا در یکی از شهرهای اطراف تهران که در حال رونق گرفتن است) می خریدم و اجاره می دادم. می دانم که بعد از چند سال این خانه به پس انداز و منبع درآمد قابل اطمینانی تبدیل خواهد شد.
4) آیا تخصصمان طوری هست که با ترکیب سرمایه مان بتوانیم کسب و کار راه بیندازیم؟ مثلا آیا آشپز خوبی هستیم و می توانیم با این پول کلاس آشپزی یا یک رستوران ساده ابتکاری دایر کنیم؟ اگر بلی شدیدا توصیه می کنم این گزینه را دنبال کنیم. اگر تخصص نداریم به تر است از این کار منصرف شویم.
5) آیا سرمایه گذاری روی سرمایه انسانی در حوزه کاری ما بازده مالی خوبی دارد؟ مثلا اگر سه میلیون تومان خرج کنیم و یک دوره ایزو 14000 ببینیم و گواهی نامه ممیزی دریافت کنیم بعدا می توانیم کلی کار بکنیم. اگر بتوانیم با هشت میلیون تومان یک فوق لیسانس کاربردی مثل مدیریت یا تبلیغات یا چیزهایی از این جنس بخوانیم قطعا برنده ایم. یا مثلا آیا می توانیم با این پول تعدادی کتاب گران خارجی بخریم و بخوانیم و در زمینه خاصی که کم تر کسی روی آن کار کرده متخصص شویم و از آن پول دربیاوریم؟ در مجموع این نوع سرمایه گذاری ها یکی از سودآورترین سرمایه گذاری هایی است که من در عمرم دیده ام.
6) آیا کسی را می شناسیم که تخصص منحصر به فرد دارد ولی سرمایه ندارد یا دارد ولی برای گسترش کارش کافی نیست؟ مثلا همان آشپز خوب بخش 4 است ولی پول ندارد. شاید بتوانیم با او شریک شویم. این که چه زمینه ای در کشور الان برای کار خوب است را هیچ کس نمی تواند بگوید. این چیزی است که به محل سکونت و روحیات و ارتباطات و علایق و تخصص فرد بستگی دارد. فقط واضح است که وارد چیزی که "ورود به آن راحت است" نباید شد چون معمولا سودی ندارد. هر قدر کسب و کاری که وارد می شویم پیچیده تر باشد و افراد کم تری بتوانند در آن پا بگذارند وضع بهتر خواهد بود.
7) آیا می توانیم این پول را روی چیزهایی خرج کنیم که بازده کار فعلی مان را افزایش دهد و از این طریق درآمد کسب کنیم؟ مثلا خود من شش سال پیش فکر می کردم که اگر یک لپ تاپ داشته باشم بازده کاری ام یک و نیم برابر می شود برای این که می توانم کارهایم را در مهمانی و توی تاکسی و اتوبوس و ساعت های بین کلاس ها و غیره هم انجام دهم. به سختی یک لپ تاپ خریدم و اتفاقا هم این طور شد. به خاطر داشتن این لپ تاپ توانستم از وقتم به شدت بیشتر استفاده کنم و پروژه های بیشتری بگیرم. این لپ تاپ در عرض چند ماه پولش را درآورد. آیا خرید ماشین یا یک پرینتر خوب یا یک دستگاه تکثیر سی دی یا خط اینترنت پر سرعت یا هر چیز دیگری از نوع می تواند به این نوع بهره وری ما کمک کند؟ اگر می کند تردید نکنید و پولتان را سرمایه گذاری کنید.
8) آیا الان شغلی داریم و این پول می تواند به بازاریابی آن کمک کند؟ مثلا اگر تدریس کنکور می کنیم شاید ایجاد یک سری سی دی تبلیغاتی و وب سایت و بروشور یا یک دوره کلاس مجانی برای نشان دادن قابلیت هایمان خیلی مفید باشد. اگر این بازاریابی درست عمل کند شاید آن قدر درآمد آتی مان بالا برود که پول این تبلیغات در عرض یک سال در بیاید.
تجربه من می گوید سرمایه گذاری هایی که برای توسعه سرمایه انسانی یا بهبود موقعیت شغلی مان صرف مکنیم از هر چیزی سودآورتر است هر چند می دانم این ایده مخالف زیاد دارد. شما اگر باشید با ده میلیون چه می کنید؟
تاريخ : جمعه ۱۳ شهریور ۱۳۸۸ ساعت: ٧:۳٢ ق.ظ
گوگل زبان فارسی را به زبانهای سرویس Google Translate که بهطور خودکار ترجمه به یک زبان یا برگرداندن متن از آن زبان به زبانهای دیگر را فراهم میکند، افزود.
به گزارش ایسنا گوگل اظهار امیدواری کرده است این سرویس که به نشانی http://translate.google.com قابل دسترس است، برای برقراری ارتباط مورد استفاده افراد داخل و خارج از ایران قرار بگیرد.
به گفته یکی از دانشمندان گوگل، این سرویس خالی از ایراد نیست از این رو احتمال بروز اشتباه وجود دارد و این سرویس در حال حاضر برای ترجمه بین زبان انگلیسی و فارسی بهینه شده اما گوگل در حال کار برای بهبود ترجمه بین فارسی و زبانهای دیگر Google Translate است.
تاريخ : جمعه ٦ شهریور ۱۳۸۸ ساعت: ۸:٠٠ ق.ظ
قرآن کریم گنجینه داروهای روحانی است
آیا می دانید داروی بیماری های غفلت، فراموشی، تکبر، شکست خوردن و ... چیست؟
امام محمد باقر علیه السلام فرمودند: رسول خدا فرمود:
- هر کس 10 آیه از آیات قرآن را در یک شب بخواند از غافلین شمرده نمی شود.
- هر کس 50 آیه از قرآن را بخواند از ذاکرین شمرده می شود.
- هر کس 100 آیهاز قرآن را تلاوت کند از قانتین شمرده می شود.
- هر کس 300 آیه از قرآن را قرائت کند از فائزین شمرده می شود.
- هر کس 500 آیه از قرآن را بخواند از مجتهدین شمرده می شود.
- هر کس 1000 آیه بخواند قنطاری از نیکی برای او نوشته می شود.
مقدار قنطار 15000 مثقال طلا است و مثقال در نزد خداوند معادل 24 قیراط است که کمترین آن مانند کوه احد است و بزرگترین آن در نزد خدا به بزرگی آنچه میان آسمان و زمین است می باشد.
این داروخانه با نسخه های شفابخش تقدیم جانتان باد.
تاريخ : سهشنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸۸ ساعت: ۳:٥٢ ق.ظ

به آتوسا دختر کورش گفتند : مردی پنج پسرش در راه ایران شهید شده اند او اکنون در رنج و سختی به سر می برد و هر کمکی به او می شود نمی پذیرد دختر فرمانروای ایران با چند بانوی دیگر به دیدار آن مرد رفت خانه ایی بی رنگ و رو ، که گویی توفانی بر آن وزیده است پیرمردی که در انتهای خانه بر صندلی چوبی نشسته است پیش می آید و می گوید خوش آمدید
آتوسا می گوید شنیده ام پنج فرزندت را در جنگ از دست داده ای ؟ و آن مرد می گوید همسرم هم از غم آنها از دنیا رفت .
آتوسا می گوید می دانم هیچ کمکی نمی تواند جای آنچه را که از دست داده ای بگیرد اما خوشحال می شویم کاری انجام دهیم که از رنج و اندوهت بکاهد .
پیرمرد بی درنگ می گوید اجازه دهید به سربازان ایران در باختر کشور بپیوندم .
می خواهم برای ایران فدا شوم . آتوسا چشم هایش خیس اشک می شود و به همراهانش می گوید در وجود این مرد لشکری دیگر می بینم .
دو ماه بعد به آتوسا خبر می دهند آن پیر مرد مو سفید هم جانش را برای میهن از دست داد .
آتوسا چنان گریست که چشمانش سرخ شده بود . او می گفت مردان برآزنده ایی همچون او هیچگاه کشته نمی شوند آنها آموزگاران ما هستند